۱۳۸۶ بهمن ۱۸, پنجشنبه

سلام آقای مانی حقیقی

دیروز به لطف دوستی کنعان را در سینما فرهنگ دیدم. خیلی خوشم آمد. چیز چندانی هم ندارم درباره‌ی خود فیلم بگویم.
پ.ن1: بهرام رادان خیلی دوست‌داشتنی شده بود.
پ.ن2: یک صحنه‌ای شب بهرام رادان، افسانه بایگان را برد برساند دم خانه. من و دوستم به هم گفتیم از ظهر تا حالا تو ماشین این بود؟ خوش گذشته بهش. ما هم بودیم پیاده نمی‌شدیم. دقیقا همین جا افسانه بایگان گفت «خوش گذشت.»
پ.ن3: هر چی من و دوستم فکر کردیم کی می‌توانست جای ترانه علیدوستی بازی کند که هم سن و قیافه‌ش بخورد به نقش و هم خوب بازی کند، کسی را پیدا نکردیم. واقعا هنرپیشه‌ی خوب زن نداریم؟
پ.ن4: بزنم به تخته هر چه قدر می گذرد افسانه بایگان بهتر می‌شود.

۶ نظر:

مریم اینا گفت...

حسودیم شد :)

آق بهمن گفت...

من که فیلم رو ندیده ام(طبیعتا)، ولی جایی از قول مانی حقیقی خوندم که نقش رو برای لیلا (از نوع حاتمی) نوشته بوده

Mohsen.H گفت...

من فیلم را ندیدم اما شنیدم که میگن آنقدر ها که بزرگش کردند بزرگ نیست حقیقته؟
در ضمن سینمایی می نویسم اگر مایل به تبادل لینک باشید خوشحال می شوم...در ضمن چپ چپ نگاه نکنید خب برای ادامه بلاگیدن آدم نیاز به بازدید داره و این هم روشی است که به ذهن همه میرسه. پس لطفا دلگیر نشوید!

Mim Noon گفت...

به آق بهمن: منم اینو شنیدم و خوندم یه جایی. ولی به نظرم لیلا حاتمی هم برای نقش خیلی خوب نبود. البته فقط برای چیزایی از نقش خوب نبود ها. ظاهرا هم خود لیلا حاتمی قبول نکرده نقش رو.

ناشناس گفت...

راستش بره همینه من فکر می کنم چه ظلم بزرگی به سینما کردم با هنرپیشه نشدنم
ولی وقتی به بازی کردن با بهرام رادان فکر می کنم فکر می کنم خب بدم نشد
فک کن! از ظهر تا شب بشینی توی ماشینش... حالا هر نقشی که داشته باشه

یگانه گفت...

لحنت در "بزنم به تخته..." خیلی بانمک بود. شبیه خاله خانومایی که از یه خانوم خیلی جوون تر تعریف می کنند:) من که فیلم رو ندیدم ولی دلم فیلم ایرانی خوب می خواد