۱۳۸۷ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

بی‌بهانه


این را از پنجره‌ی آش‌پزخانه‌ی دوستی گرفته‌ام. من هم اگر سرم را از پنجره بیرون می‌بردم این گل‌ها جلوی چشم که چه عرض کنم توی دماغم بود، هی هوس می‌کردم وقت و بی‌وقت، وسط پیازداغ و دم کردن برنج، بعد از شستن ظرف یا در فاصله‌ی دم کشیدن چای به هر بهانه‌ای حتی یک نخ سیگار، سرم را ببرم بیرون و یکی دو دقیقه‌ای با خیال راحت زل بزنم بهشان.

۲ نظر:

sdrsd گفت...

یک نخ سیگار؟!!...
نکنه بازجو خودش شریک جرم بود؟ :)

نگار نوجوان گفت...

سیگار بکشید گل ها پژمرده می شن. کره زمین هم گرم می شه. اکو سیستم بهم می ریزه. مردم افسرده می شن. دنیا نابود می شه. وای