۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

اندر امیدواری

فارغ از این که موسوی رئیس‌جمهور شود یا نه، مردم بهش اقبال کنند یا رو برگردانند ازش، من از امشب این مرد را دوست می‌دارم. همین که این قدر انسان است و شرف دارد و خودش و من و تو را محترم می‌داند، همین که در این گفت‌و‌گوی عجیب صداقتش را به هیچ بهانه‌ای رها نکرد و متین بود تا آخر و آن آرامش چهره‌ش نرفت از چشم‌هاش و صورتش، همین‌ها برای من خوب بود و بس. خاتمی را هم برای انسانیتش و بزرگیش دوست داشتم و دارم.
دلم می‌خواد رئیس دولتمان عوض شود. بزرگ‌تر شود. ما را هم بزرگ‌تر ببیند.

۶ نظر:

ناشناس گفت...

این که مناظره با آقای موسوی نبود. حمله انتحاری از راه دور به آقای هاشمی بود. نه بیشتر. ا.ن. حتی یک بار هم آقای موسوی را آقای هاشمی خطاب کرد. او موسوی را جلوی خودش نمی دید. برای او تفاوتی میان هاشمی و اسرائیل نیست و همه به غیر از تیم خودش باید نابود شوند.

ناشناس گفت...

فکر نمی کنید احساسی نباید عمل کرد؟ هم خودشو نشون داده-چرا حرفی از انقلاب فرهنگی که احمدی نژاد زد نگفت یا از کشتارهای وسیع دهه ی شست چیزی نمی گه؟
تازه حرفی از اصلاحات هم که نمی زنه.من فکر میکنم احمدی نژاد دلدارترین دولتمند بعد از انقلابه-اما به او هم نباید رای داد

م.ت گفت...

من كه بعد از مزخرفات ديشب واقعاً طاقتش را ندارم چهار سال ديگر اين انسان حقير را تحمل كنم.اميدوارم خداوند اين ملت را به‌خاطر اشتباه چهار سال پيششان و بلاهت همين الآنشان ببخشد و نخواهد بيش از اين مجازاتشان كند و به اين آدم اجازه ندهد ساخته‌هاي سي ساله‌ي ديگران را بيش از اين نابود كند. آمين

یگانه گفت...

در من هم کلی حس احترام و شرافت برانگیخت. منم امیدوارم و مشتاق

ناشناس گفت...

باهات موافقم.
وبه ناشناس دوم عزیز،به نظرم اون ذهنت قدردرگیر کشتار دهه شصته که کشتاربالقوه خودمونو نمیبینی!

ali گفت...

من هم موافقم. بعد از مدت ها احساس کردم انسانی که هنوز اخلاق دارد در سیاست پیدا می شود. امیدوارم که واقعاً انتخاب شود و ما را هم به همراه خودش بزرگ کند