۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه

دم آقای اصغر فرهادی گرم

وقتی از دیدن درباره‌ی الی آقای فرهادی عزیز برمی‌گشتیم، کنار باقی حرف‌ها من از همسر پرسیدم به نظرش وقتی آقای جمال شورجه یا قدرت‌الله صلح میرزایی یا خرت و پرت‌هایی شبیه آن‌ها و یا خرت و پرت‌های بهتری مثل خانم تهمینه میلانی، الی آقای فرهادی را می‌بینند چه حسی نسبت به کارهای خودشان دارند. آیا هم‌چنان گمان می‌کنند اسم کارشان فیلم‌سازی است یا چی؟

۲ نظر:

دختر گیسو طلا گفت...

یه اصطلاح خوبی هست که به جای "چی" می شه استفاده کرد
حیف که ادب اجازه نمی ده

الدوز گفت...

از لحظه ای که بادبادک رفت هوا، تمام قسمت جلویی مانتویم را درمیان انگشتهایم پراز چروک کردم و توی دلم پیاپی می گفتم:"برگرد به سمت بچه". و از لحظه ای که تن بچه روی آب پیدا شد باز به لباسم چنگ می زدم که:"الی...". نه از هوارفتن بادبادک وخنده و دویدن دخترلذت بردم و نه هنگام پیدا شدن کودک نفس راحت کشیدم.
فیلم درباره الی حرف های زیادی برای گفتن داشت اما کی فکرمی گرد بشود مصداق کاملی از این روزهای ما که چه آسون لذت هایی که چندهفته پیش تجربه کردیم تبدیل کردند به دردو زندان و زاری و خون.