۱۳۸۸ فروردین ۱۵, شنبه

تأملات پس از انباشتگی

نگارنده باور و ای بسا یقین دارد غذایی که هر کس برای خودش می‌پزد جزو بهترین غذاهایی است که در طول عمر آش‌پزیش پخته است. غذایی که بی‌نگرانی و فکر به دیگران هر چه قدر دلش می خواهد سیرداغ دارد. بی‌خیال دیگران گوجه‌ش را به جای رنده کردن خورد کرده و بشقاب غذا شکل سبدی از گل سرخ شده. بی‌توجه به ذائقه‌ی دیگران مخلوطی است از چیزهای تازه و بی‌ربط با نسبت‌های نامعلوم؛ به نسبت هر چه قدر که دلش می‌خواهد یا هر چه قدر که در یخچال هست. این چنین است که ناهار امروز نگارنده که اسمش املت است و چند حلقه بادمجان و فلفل دلمه و قارچ و پنیر دارد و بوی سیرش خانه را پر کرده، یکی از خوش‌مزه‌ترین و کیف‌انگیزترین غذاهایی است که در چند وقت اخیر خورده است.

۴ نظر:

آزاده گفت...

نوش جان رفیق

سارا گفت...

نوش جان! گرچه من معمولاً غذایی را که خودم پخته ام، خصوصاً اگر خیلی وقت صرف کرده باشم و پای اجاق گاز ایستاده باشم، بعد اصلاً دوست ندارم بخورمش، ولی این غذای شما خیلی هوس انگیز بود.

ناشناس گفت...

نوش جان! منم یه بار داشتم عقاید یک دلقک رو می خوندم. جو گرفتم رفتم یه کنسرو لوبیا باز کردم با تخم مرغ کردم املت!ولی اصلا خوب نبود!

یگانه گفت...

به به نوش جان:)