۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

میزبان‌های نمونه

عرضم به حضور انورتان که شش روز تمام است من اصلا غذا نپخته‌ام؛ یعنی هیچ هیچ. در این حد که اجاق گازی که هفته‌ی پیش تمیز کرده بودم و درش را بسته بودم، هنوز در بسته مانده است. ماجرا هم این است که هی دعوتمان کردند برای شام و افطاری و موقع خداحافظی یک قابلمه غذا زدند زیر بغلمان. آن هم نه برای یک وعده، که دست کم دو وعده. آخرینش هم امشب که باز مائده‌ی آسمانی از بالا رسید. حالا درست که بعضیش خیلی خوش‌مزه نبود ولی خب از قدیم چیزهایی در مورد مفت بودن و کوفت بودن و این چیزها گفته‌اند.

۴ نظر:

امین گفت...

یعنی اگه میشد یکی ظرف ها رو هم بشوره... چی مییییشد... نه؟؟

محمودی گفت...

سلام
راجع به اینکه خدا شانس بده هم قبلا یه چیزایی ما شنیده بودیم . شما چطور ؟!
البته ما به سن پخت و پز نرسیدیم :دی

میخ فندرسکی گفت...

این ماه رمضان هم خوب چیزی است ها! به تر و تمیز ماندن اجاق گاز هم کمک می کند حتا...

محمودی گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.