۱۳۸۷ آذر ۴, دوشنبه

چیزی یافت نشد

یک ساعت تمام توی آلبوم‌های هایده در سایت ایران ترانه گشتم و گشتم. گمانم بیش‌تر از ده آهنگ را کامل گوش دادم و چند تایی را هم بردم جلو تا ببینم همان است که می‌خواهم یا نه. هیچ کدام آن‌ها نبود. اسم آلبوم یا ترانه را نمی‌دانم. حدسی هم ندارم. حتی یک کلمه‌اش را هم یادم نمی‌آید. فقط بخش‌هایی از تم آهنگ توی کله‌ام می‌چرخد. و البته تصویری از آهنگ در ذهن دارم که پررنگ‌تر از هر چیز دیگری است. صبحی در زمستان است که آفتابِ کمی دارد. من و دوستم در ماشین او نشسته‌ایم و مدرس را پایین می‌رویم که برویم دانشگاه. صدای هایده و دوستم و سکوت من، ماشین را پر کرده است.
جست‌وجوی سایت ولی کاری به این نشانی‌ها که من می‌دهم ندارد.

۴ نظر:

ناشناس گفت...

اینقدر زمستان شده که یاد آن روز صبح کم آفتاب بیفتی؟

ساکن خانه باد گفت...

خاطره های تصویری زود در هزار توی حافظه گم و گور می شوند

اما نواها و صداها می مانند

گاهی هم جانت را به خود می خوانند

Lafcadio گفت...

وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد...

سمی گفت...

http://www.midomi.com/
اینجا می تونی آهنگ رو با هوم یا سوت یزنی و اگه خوش شانس باشی آهنگ رو برات پیدا می کنه. در مورد آهنگای ایرانی الته نمی دونم چقدر خوب عمل کنه ولی آهنگای خارجی رو خوب پیدا می کنه