‏نمایش پست‌ها با برچسب زرد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زرد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ مهر ۳۰, سه‌شنبه

اما نه حالا حالاها

وقتی از دنیا و مافیها خسته و دل‌گیر اید، سری به سایت ایران ترانه بزنید و یکی دو تایی شماعی‌زاده‌ی قدیمی پیدا کنید. بعد گوشتان را بسپرید به شروع آهنگ‌هاش و قر و قمیش‌هایی که به ساکسیفون می‌دهد و افکت‌هایی که آن وسط‌های آهنگ‌ها پیدا می‌شود. بعد می‌بینید که نیشتان کمی باز شده و در ذهنتان یکی از آن تصویرهای عروسی‌های دوره‌ی بچگی زنده شده. از همان‌ها که یک نفر وسط دارد قر مبسوطی می‌دهد و بقیه دارند دست می‌زنند و تماشا می‌کنندش.

۱۳۸۶ بهمن ۵, جمعه

شاهکارِ حسین همدانیان

ای دریغا که ندانسته گرفتار شدم

اول عیش و خوشی نزد تو من خار شدم

وای وای زار شدم

وای گرفتار شدم

بابا کرم، بیا برم

تقدیم به همه‌ی رفقای جوانی و علافی و زرد پنیری!

از نتایج گشت و گذار و کشف در آلبوم «پنجاه سال موسیقی ایران»

۱۳۸۶ آذر ۷, چهارشنبه

زرد قناری

و فقط اهل فن و خبرگان دانند که چه لذتی هست در گوش کردن یا حتی به یادآوردن آهنگ‌های دامبول قدیمی.
نری جایی‌ها مال مایی‌ها/ پلنگه پلنگه چش قشنگه
با لنگ ابروهات شرق شرق نزنی تو گوشم
بچه های محل دزدن/ عشق منو می دزدن
دختر همسایه شبای تابستون/ گاهی میومد رو ایوون
اما نه حالا حالاها
از هر گونه ویرایش یا اضافه کردن دوستان استقبال می‌شود.

۱۳۸۶ تیر ۹, شنبه

باشکوه

آرایش‌گاه کوچک و پرتی اطراف خانه‌مان می‌روم. معمولا هم صبح می‌روم که خلوت باشد. خانم آرایش‌گر هم بر خلاف اغلبشان کم حرف می‌زند. البته بالاخره سوال‌های معمول سر کار می‌روی یا نه و پس کی بچه‌دار می‌شوید را می‌پرسد. بنده خدا کمی فرق می‌کند. از مریخ که نیامده است.
امروز شلوغ بود تقریبا. دو تا دختر که کنکورشان را دیروز و پریروز داده بودند، آمده بودند برای همین کارهای معمول بعد از دبیرستان. تبدیل کردن ابروی دبیرستانی به ابروی کمانی و رنگ و های‌لایت مو. سه تا خانم دور و بر پنجاه ساله هم آمده‌ بودند موهایشان را مدل مهستی کوتاه کنند.
صحبت هم سر مراسم مهستی بود و این که دیشب بیرون بوده‌اند و نتوانسته‌اند ببینند. یکی هم که دیده بود، با حوصله‌ی هر چه تمام‌تر داشت تعریف می‌کرد. همه‌ی خواننده‌های حاضر و مدل‌های لباسشان را تا جایی که حافظه‌اش کمک کرد، گفت. و چندین بار با لحن کش‌دار و پرطمطراقی گفت «خیلی باشکوه بود.» همه هم سرتا پا گوش بودند و آرزو کردند که کاش دوباره پخش کند. یکیشان با لحن خیلی اسف‌باری گفت «زده بودیم شب‌خیز. نگو تپش داره پخش می‌کنه.» یکی گفت من مراسم هایده را هیچ وقت نتوانستم ببینم. بعد هم حرف سر این بود که مهستی و حمیرا و هایده تکرار نشدنی و تک هستند. خواننده‌های الان که خواننده نیستند بابا. دیگر بگذریم از تعریف و توضیح این که به خاطر کورتونی که مصرف می کرد چاق شده بود و البته حتی چاقیش هم قشنگ بود و این که 60 سال برای خواننده چیزی نیست و خیلی جوان بود.
ولی آن باشکوه بود چیزی دیگری بود. همه‌تان از دست دادیدش.

۱۳۸۶ خرداد ۳۱, پنجشنبه

روان‌شاد

ما همونیم که می‌تونیم کف اقیانوسو با رنگین‌کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر
ما رو دست کم نگیر

و فقط خبرگان و اهل معنا دانند که این یعنی چی. مگه نه؟

۱۳۸۶ خرداد ۲۳, چهارشنبه

گلچین روزگار

میچ استیونس شوهر تری سالیوان مرد. با این که می‌دانستیم می‌میرد و بالاخره فیلم است و از این حرف‌ها، من باز هم مثل آدم‌هایی که فیلم هندی نگاه می‌کنند گریه کردم. خدایی کارگردان چه طور دلش آمد بکشدش. (اسم این قسمت آخرش بود: گلچین روزگار)
در ضمن تازگی‌ها لوک فورلانو هم شخصیت محبوب من شده است. (این طوری همه‌شان محبوبند. تری به این خوبه، پائولا که خیلی نازه، وان که آخر جذبه و مهربونیه، جرارد که خیلی جذابه . . . )
کاش یک وقتی دی‌وی‌دی همه‌ی قسمت‌های پرستاران را داشته باشم و ببینم.
این هم صفحه‌ی پرستاران در تلویزیون استرالیا. فقط جلو جلو همه‌ی داستان را نخوانید که هم بی‌مزه می‌شود و هم از سانسور فراوان حرص می‌خورید.

۱۳۸۶ خرداد ۲۲, سه‌شنبه

جلف جواد

یک فولدری هست توی موزیک‌های ما به اسم جلف جواد. باور کنید معجزه می‌کند. هر چه قدر هم که بی‌حال باشم باز هم کار می‌کند. من مدتی مجبور بودم با کدهای اچ تی ام ال سر و کله بزنم. گوشی به گوشم بود و کار می‌کردم. حالا هم گاهی که بی‌حوصله ام، می‌نشینم پای این اسباب بازی. یک بازی معمولی ورق باز می‌کنم و چند تا فایل از آن فولدر را می‌گذارم که بخواند. آهنگ را گوش کنم یا آهنگ و ترانه هر دو را با هم دست خالی برنمی‌گردم. خوب است کلا. از بین همه‌شان بهتر از همه منصور است که کش نمیدهد ماجرا را. هیچ کدام از آهنگ‌هاش بیش‌تر از سه دقیقه طول نمی‌کشد. دستش درد نکند که به فکر من مخاطب هست.
این هم دشت امروز من.
از خدامه/ خونه خوش‌بو بشه با عطر نفس‌هات/ از خدامه/ که بشه مال من اون چشمای زیبات
بنده خدا در حد توانش عاشقانه و سرراست است انصافا.