‏نمایش پست‌ها با برچسب شوخی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شوخی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه

ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه س؟


اگر قرار باشد مثل خارجی‌ها برای امسالم رزولوشن تعریف کنم یا به رسم داخلی برای امسال اسم بگذارم، امسال تلاش می‌کنم خودخواه و نامتواضع باشم. بله. امسال را سال خودخواهی و بی تواضعی نام می‌نهم. شاید خیلی به موقع نباشد ولی پیش می‌روم ببینم چه قدر موفقیت حاصل می‌شود.

۱۳۸۷ دی ۲۰, جمعه

میزان رأی ملت است

آمارگیر بلاگر می‌گوید که آدم‌های زیادی دنبال این خانوم بسیار دوست‌داشتنی گوینده‌ی خبر در گوگل می‌گردند و بخت بدشان اول از همه سر از این جا درمی‌آورند. خیلی‌هاشان کامنت‌هایی هم مبنی بر چیزهای مختلفی این جا می‌گذارند. من دلم براشان می‌سوزد و عذاب وجدان می‌گیرم. به نظرم باید به حقوق اقلیت‌ها احترام گذاشت. درست است که من و شما اعصاب دیدنش را نداریم و از آن دهان کج کردنش حین خواندن خبر متنفریم و از موهای قلمبه‌ی زیر مقنعه‌ش حرصمان درمی‌آید و از آن خال گوشه‌ی چانه‌ش و آن انگشتری که در انگشت کوچکش می‌کند و آن همه عملی که روی گونه‌ها و سوراخ‌های دماغش کرده و خیلی چیزهای دیگرش حالمان بد می‌شود، ولی خب ربطی به این بندگان خدایی که دوستش دارند و دربه‌در دنبال عکسی زندگی‌نامه‌ای چیزی ازش می‌گردند، ندارد. من اگر این قدر ازش بدم نمی‌آمد و دستم به چیزی می‌رسید، چندتایی عکس و زندگی‌نامه‌ای ازش پیدا می‌کردم و همین جا در دسترس عموم می‌گذاشتم. باور کنید.

۱۳۸۷ مرداد ۸, سه‌شنبه

خانواده‌ی دایال آپ من

پست‌های وبلاگ من مثل بچه‌هام هستند و عکس‌های فلیکرم مثل نوه‌هام.

پ.ن: راستش این پست مدیون خانم وبلاگ‌نویس پرکاری است که خیلی جدی در مصاحبه‌ای گفته بود وبلاگش مثل بچه‌اش است و همسرش چه بخواهد چه نخواهد، به نوشتن در وبلاگ ادامه می‌دهد.